love story
نويسندگان

این داستان افسانه ی قدیمی مصری است.فیلم این داستان هم چندین بار ساخته شده من پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش.

آمید وارم خوشتون بیاد


سامسون

یکی از قهرمان های قدیمی خدا پرست سامسون بوده است که در ماجرا هایی که برایش پیش می آید خداوند به خاطر توکلش به او کمک می کند

ماجرا از این قرار است که در زمانی که در مصر بت پرستی میان ثروتمندان مصر رواج فراوانی یافته بود فردی به نام سامسون وجود داشت که به مردم کمک می کرد.

سامسون دارای قدرت بدنی زیاد بود هم چنین بسیار سریع و شجاع.

از طرفیاو دختر بزرگ پادشاه مصر را که بسیار زیبا بود دوست داشت و همین طور دلیله  فرزند کوچک تر خانواده سامسون را دوست داشته ولی چیزی نمی گفت.

روزی دلیله سامسون را به بهانه ای به کوه میبرد تا توجه او را به خود جلب کند و برای این که نشان دهد به قدرت و شجاعت سامسون ایمان دارد او را با ببریدر گیر می کند.

سامسون هم با برزبان جاری کردن نام خداوند شروع به مبارزه میکند و موفق به کشتن ببر می شود.

دلیله که فکر می کردسامسون عاشق او شده ،هنگامی که پدروخواهرش از راه میرسند شهادت بر نیرو و شجاعت سامسون می دهد.

پادشاه که از سامسون که چهره ای بسیار زیبا داشته بسیار خوشش می آید از او می خواهد که یکی از دخترانش را به همسری بگیرد دلیله که با خیال راحت تصور می کرد سامسون او را انتخاب می کند شروع به لبخند زدن می کند ولی سامسون بهطرف خواهرش می رودو به پادشاه می گوید من بزرگ ترین دخترت را دوست دارم

از آن زمان دلیله کینه ای بسیار قوی از سامسون به دل میگیرد

در شب عروسی سامسون که دیگر اتمینان کامل به همسر خود داشته بزرگترین راز خود یعنی خدا پرستیش را به همسرش می گوید و اعتراف می کند که تمام خصوصیاتش را خداوند در اختیارش قرار داده.ولی همسرش به او خیانت کرده و این موضوع را به پدرش می گوید.

او هم سامسون را به شهری دور افتاده تبعید می کند اما در راه سامسون به ازن خداوند قدرت پیدا کرده وزنجیر دستان خود را پاره کرده و به درون کوه فرار می کند.

سال ها سامسون در کنار پیرمردی که سرپرست یک قبیله بوده زندگیمی کند و از ثروتمندان میدزدید و به فقرا میداد.

در همین هین دلیله با یکی از ثروتمندان مصر ازدواج کرده و شوهرش را به جای پدر خود می نشاند.

اما با تمام این ها هنوز هم از سامسون کینه به دل داشت.

تازمانی که شوهرش را تهریک می کند که سامسون برای حکومت تو خطر ناک است و باید او را از بین ببری. او پیشنهاد میدهد که خودش به سمت سامسون رود و توجه او را به خود جلب کند.

سپس معجونی را در شربتش بریزد که تمام قدرتش را از بین میبرد.

این بود نقشه دلیله

سپس با قنیمت بسار زیاد به کوه میرود و برای چند روز به طور مداوم در گوشش می خواند که من به تو وفادار خواهم بود و هنگامی که توجه سامسون را به خود را جمع می کند نقشه اش را عملی کرده و باعث دستگیری وی می شود.

اورا میبرند به آسیابی و به شدت شکنجه اش می کنند.اما دلیله به خدای سامسون ایمان آورده بود و دلش برای او سوخت.شبی دلیله به شخصه برای آزادی سامسون می رود اما در همان هنگام خداوند نیروی سامسون را که از شدت شکنجه کور شده بود به او باز میگرداند و ایمان دلیله قوی تر می شود.

سامسون با دلیله فرار نمیکند بلکه در روزی که قرار بود در میدان بت بزرگ او را جلوی همه مسخره کنند او با کمک دلیله به زیر پاهای بت بزرگ میرود.

این بت محور نگهداری این میدان بزرگ بود پس سامسون تمام نیروی خود را به کار گرفته و با فشار دادن بر روی پاهای بت میدان را خراب می کند و هم خود ، هم دلیله و هم تمام کافران را می کشد.

سرانجام تنها افسانه ای از او باقی می ماند و درسی میشود برای جهانیان که:

در نا امیدی بسی امید است                                  پایان شب سیه سپید است

[ شنبه ٢۸ خرداد ،۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ شیدا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام به همه ی دوستان من شیدا هستم و این وبلاگ رو به تقلید از وبلاگ دوست بسیار عزیزم بهاره جان ساختم که داستان ها ی درون ذهن خودم رو در اختیار شما قرار بدم.امیدوارم که خوشتون بیاد
موضوعات وب
 
آرشيو مطالب

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

چت

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

download

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

mouse code

كد ماوس